• صفحه اصلی

  • خاطرات

  • کارنامه کنکور ارشد کامپیوتر 89

  • آموزش

  • اخبار

  • فال حافظ

  • مقالات

  • تبریک و تشکر

  • همکلاسی ها

  • کاربران سایت

  • انجمن ها

  • سئوالات متداول

  • نظر سنجی

  • تماس با ما

  • درباره ما

  • ورود


     
    نام انجمن: 77

    سر به سر گذاشتن حسین آقا عبدالکریمی

    یادم  میاد سال 80 بود و تازه تازه موبایل  داشت می اومد کاشون(هاهاهاهاهاهاها)خلاصه اینکه چند تا بچه پولدار مثل این حسین آقا موبایل داشتن از اون موبایلا که کارخونه ساجم هنوز یه کوره آجر پزی بود.یه شب این حسین آقای ما از شانس بدش اومده بود سفارت قم تو کاشون .اونشب هم من بودم ,حاجي نصرت رضا پونصد ,علي فرصت, اره اوره, اينا خيلي بوديم ...و یهو حسین آقا دست کرد تو کیفش و شاهکار کارخونه ساجم را به رخ کشید .ما هم که نمی خواستیم کم بیاریم , با \\\\\\\\\\\\\\\"م.ج\\\\\\\\\\\\\\\" یه برنامه ریختیم براش ,بلایی سرش آوردیم که تا صبح نخوابید (سانسور شد .بببببببییییییبببب)و دیدیم دادشمون نماز صبح خون شده و فرار را بر قرار ترجیح داده و الفرار.

    نتیجه اخلاقی:


    شب خونه افراد غریبه نخواب

    خوابیدی, دست تو کیفت نکن

    کردی ,موبایل ساخت ساجم بیرون نیار

    آوردی, به رخ نکش

    کشیدی, اطرافتو نگاه کن

    نگاه کردی ,بشمرشون

    شمردی, دیگه نخواب

    خوابیدی,نماز صبح نخون

    خوندی,فرار نکن

    کردی,بزار بچه محله تون بدونن

    هر چند ممکن است فراموش کرده باشی.ولی دادا ما یادمون نی می ره

    هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها


    نگارنده : محمد حسين خرم تاریخ ارسال : 1389/4/26-18:13:04ارسال نظر
    تعداد بازدیدکنندگان این صفحه تاکنون 171
    مطالب مرتبط
    image UnZip
    image شام ساعت 5/7 صبح ؟
    image ليست حضور وغياب
    image دستشويي فرنگي
    image زنبور در كلاس
     

    ورود اعضا

    خدایا تو بر کار خیرم بدار
    خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار

    تبلیغات سایت های یادمانه ای:

       فروشگاه اینترنتی سون سون 

       mousazadeh 

       تبادل امن رهپویان آینده